Sunday, July 19, 2009

ابراهیم نبوی : آقای یزدی! شما این وسط چکاره اید؟

جناب آقای شیخ محمد یزدی!



در گفتگو با خبرگزاری فارس از شما سخنانی نقل شده است که اصلا نه در شان و اندازه شماست، نه به شما مربوط است. نه سوابق و لواحق شما اقتضا می کند در جایگاهی بنشینید که این سخنان را بگوئید، نه خودتان رطب ناخورده ای هستید که منع رطب می کنید. نه نماینده دولتید که اگر اطرافیان هاشمی رفسنجانی از سوی "رئیس دولت قبلی" متهم به دزدی مثلا صد میلیارد شد، شما از طرف همان رئیس جمهور و دوستانش متهم به دزدی ششصد میلیارد تومان هستید. اصلا شما چکاره ای که بیش از رژیم تجویز شده از سوی مقامات مسوول شکر میل می فرمائید؟

اول: گفته اید که " در حكومت اسلامي مشروعيت و مقبوليت با يكديگر متفاوت است و همراهي مردم، براي حكومت مشروعيت ايجاد نميكند." و افزوده اید: " مشروعيت حاكميت در اسلام از طرف خداوند است و مقبوليت حاكميت با همراهي مردم است." جناب یزدی! اگر منظورتان از حکومت، حکومت اسلامی است، ظاهرا آدرس را اشتباه آمده اید، اینجا جمهوری اسلامی است و به گفته بنیانگذارش " میزان رای ملت است" نماینده وقتی انتخاب می شود که مردم به او رای بدهند و رئیس جمهور وقتی قانونی است که مردم مستقیما انتخابش کنند. حتی خود جمهوری اسلامی هم وقتی مشروعیت دارد که مردم به آن رای بدهند، وگرنه قطعا شخص آیت الله خمینی ضرورتی نمی دید که رفراندوم برگزار کند، خودش احمد و حسن و حسین و اکبر و تقی را جمع می کرد، پلم پولوم پیلیم می کردند، بالاخره یک حکومتی تشکیل می شد. خود آیت الله خمینی هم وقتی رهبر شد که مردم گفتند " رهبر ما خمینی یه" وگرنه خداوند که نمی توانست ایشان را بردارد و بنشاند در جماران و بگویند ایناهاش، این رهبر شماست! اساسا مهم ترین شکل انتخاب رهبر در ایران یا هر جای دیگری انتخاب طبیعی رهبر است. مثلا فکر می کنید اگر ملت ایران همه جمع شوند و یک سال صبح تا شب داد بزنند که "رهبر ما خاتمی یه، یا رهبر ما هاشمی یه" مثلا شما چه غلطی می خواهید بکنید؟ فرضا صد تا یا دویست تا یا هزار تا( به اندازه وسع تان) آدم می کشید، بعد هم فرار می کنید می روید جزایر برمودا و از شرتان راحت می شود این ملت. این حکومتی که شما تعریفش را می کنید که مشروعیتش را خدا می دهد، هنوز ایجاد نشده، اگر آقای مصباح یزدی به شما گفته قرار است دو سال دیگر حکومت اسلامی ایجاد کنیم، شما عجله نکنید، فعلا خلبان حالش خوب نیست همه کار می تواند بکند جز این که ترتیب آن خانم را بدهد.

آقای شیخ محمد یزدی!

در سخنان تان فرموده اید که " آقای هاشمی در خطبه دوم موضوع بذر ترديد افشاندن را مطرح كردند كه بايد از ايشان پرسيد چه كسي براي اولين بار اين بذر را در جامعه گسترش داد." و افزودید: " قبل از انتخابات چه كسي نامه نوشت و گفت "آتش فتنه را دور سازيد " هنوز كه انتخابات آغاز نشده بود، آيا اين نامه بذر ترديد نبود. قبل از انتخابات چه كسي به مقام معظم رهبري نامه نوشت و در آن نامه اشاره كرده بود كه در خيابانها آتش فتنه برپا شد و چنين و چنان خواهد شد؟ آيا اين بذر ترديد نبود كه در زمينه انتخابات افشانده شد؟ آيا خود هاشمي رفسنجاني با نامه بدون سلام خود بذر ترديد را نيفشانده است." آقای یزدی! نامه ای که می فرمائید را که ما نخوانده ایم، رهبری خوانده است و احتمالا شما، و طبیعتا ملت ایران یک نامه سربسته را نخوانده در دلش تردیدی ایجاد نمی شود، پس اگر تردیدی ایجاد شده از جای دیگری بوده. اولا من به شما می گویم که اصلا مردم ایران به ذهن شان هم خطور نمی کرد که چنین تقلب بزرگی و چنین تخلف بی نظیری رخ بدهد، به همین دلیل اصلا کسی تردیدی نداشت که موسوی با آن همه حمایت انتخاب می شود و دلیل این همه بی سروسامانی از این است که کسی باورش نمی شود که یک دولت با همراهی شش آدم بی حیثیت شورای نگهبان رای مردم را بدزدد و با آن این همه هم پز بدهد. از اینها گذشته، کجای این تردیدها غلط بوده، ما عقل مان نمی رسید و خوش بین بودیم، ولی هاشمی رفسنجانی می دانست با چه مارمولک هایی طرف است و فهمیده بود چه می شود. و مگر نشد چیزی که ایشان گفته بود؟ ایشان گفت آتش فتنه را دور سازید، یعنی تقلب نکنید که مملکت به هم می ریزد، مگر مملکت به هم نریخت؟ ایشان قبل از انتخابات پیش بینی کرد که اگر تقلب کنید مردم به خیابان می ریزند و چنین و چنان خواهد شد. مگر همین نشد؟ چه انتظار دیگری داشتید، مردم که گفته بودند که " اگر تقلب بشه، ایران قیامت می شه" دولت هم که به عنوان متقلب اصلی از سه روز قبل آماده باش داده بود و در روز باشکوه انتخابات نیروی ضدشورش به خیابان آورده بود و اس ام اس را قطع کرده بود، پس دولت هم می دانست که مردم تحمل تقلب را نمی کنند. هاشمی رفسنجانی هم که در این چهل روز که مردم آمدند خیابان و کشته شدند، یک کلمه حرف نزد. اصلا خانه اش تحت محاصره و خودش در سکوت مطلق بود. انتظار داشتید چه اتفاقی بیفتد؟ اگر شما رای آورده بودید و وزارت کشور خاتمی اعلام می کرد موسوی رئیس جمهور است، شما آن وزارت کشور را سر خاتمی خراب نمی کردید؟ مگر سالها روضه نخوانده اید که مسلمان برای گرفتن حق اش تا مرز شهادت می رود؟ مگر ائمه شیعه بخاطر اینکه حکومت را بگیرند، جنگ نمی کردند؟ حالا مردم رای داده اند و دولت مال آنهاست، حق شان را بدهید. اگر امروز بدهید شعارشان آرام تر است، اگر بگذارید دو ماه دیگر بخواهید بدهید، باید بخش راست خشتک تان را از جزیره ابوموسی پیدا کنید، بخش چپش را از منطقه فریمان. شما چرا فکر می کنید مردم چنین شوخی های احمقانه ای را تحمل می کنند؟ از یک طرف می گوئید مردم حق جوی ایران و مردم شهید پرور ایران و از طرف دیگر انتظار دارید حق مردم را بخورید و مردم از حلقوم تان بیرون نکشند؟ این ملتی که ما می بینیم این حق را از حلقوم شما و رهبری و آن دکتر عقب مانده و آن سردار پهناور می کشند بیرون.

جناب آقای یزدی!

از هاشمی رفسنجانی پرسیدید شما چکاره اید که دستور آزادی زندانیان را می دهید؟ و در سخنان تان آورده اید که " هاشميرفسنجاني در نماز جمعه پيشنهاد ميكند كه بازداشتشدگان حوادث انتخابات آزاد شوند، ايشان رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام هستند و بايد به مسائل در حيطه كارشان بپردازند، كار آزاد يا بازداشتكردن دستگيرشدگان بر عهده دستگاه قضايي است." و افزوده اید: " من به عنوان يك فرد از آقاي هاشمي رفسنجاني ميپرسم كه شما چه كاره هستيد كه ميگوييد دستگيرشدگان انتخابات بايد آزاد شوند، اگر خيرخواه مردم و نظام هستيد، بايد توجه كنيد كه در بررسي پرونده اين افراد بايد دقت بيشتري شود." آقای یزدی! من برایتان توضیح می دهم که هاشمی رفسنجانی چکاره مملکت است. ایشان رئیس شما هستند. در مجلس خبرگان که حق تعیین رهبر را دارد، ایشان بر اساس انتخابات خبرگان رئیس آن مجلس است و شما معاون ایشان هستید. در شورای تشخیص مصلحت نظام هم که شما یکی از اعضای ناچیز آن هستید، ایشان از همان روز ازل رئیس مجمع بوده است. حالا شما بفرمائید چکاره اید؟ اگر به آقای هاشمی ربطی ندارد که چون رئیس مجمع و بطریق اولی هماهنگ کننده قوه قضائیه و مجریه است، یک ربط کوچکی دارد که بگوید زندانیان را آزاد کنید، به شما به عنوان عضو شورای نگهبان که هیچ ربطی ندارد که بگوئید که زندانیان را مجازات کنند. آقای یزدی! شما عقل تان نمی رسد که مصلحت تان را تشخیص بدهید، این پیرمرد وقتی می گوید دستور آزادی را که نمی دهد، مصلحت شما را می گوید. به حرفش گوش کنید. اگر دست به زندانیان سیاسی بزنید یا زودتر آزادشان نکنید، این ملت خانه تان را روی سرتان خراب می کنند. یک خیرخواهی نصیحت تان کرده، چرا اینقدر خاکبازی می کنید، دل به کار بدهید، شما که از جوانی با مسائل قضائی آشنا هستید، بفهمید. آن میم را آن لام برد. این ملت ول بکن نیستند. اگر بموقع و با رافت و انسانی رفتار کنید، ممکن است بتوانید برگردید خانه قم و زندگی تان را بکنید، وگرنه پول لاستیک دنا هم بردنی نیست، سنت مصادره را خودتان بنا گذاشتید، یک ریال پول از این مملکت نمی توانید ببرید، و تازه ببرید، کجای دنیا جا دارید. شاه با آن رابطه نیکویش در جهان در حالی که در اکثر جاهای دنیا یک کاخ داشت، آخر کار با اسم مستعار در آمریکا عمل جراحی کرد. ظلم به مردم عواقب خوبی ندارد. چرا نمی بینید؟ چرا گوش تان صدای مردم را نمی شنود؟

جناب آقای یزدی!

اگر پای قضاوت به میان بیاید، بی تردید شما و پسرتان توسط همین رئیس جمهور و دوست پالیزدارش بیش از تمام خانواده هاشمی فساد مالی کردید. اگر هاشمی لقب سردار سازندگی دارد، شما ده سال رئیس قوه قضائیه ای بودید که آیت الله شاهرودی یک مجتهد مسلم که همه او را به فضل و کمال می شناسند و ترا نمی شناسند گفت که " ویران خانه ای" را از شما گرفته است. شما که نه کارتان را بلد بودید انجام دهید و جز ویرانی در قوه قضائیه کاری نکردید، نه نقشی در جامعه مدرسین دارید که هر روز از جانب آنان حرف می زنید و شکوه آنان را برمی انگیزید و روحانیت قم از دست دارو دسته شما می خواهد عازم نجف شود. نه کسی در قم قبول تان دارد، نه دنیای تان پاک است و نه کسی صلاحیت سیاسی برایتان قائل است، مردم هم که از شما بیزارند، شما چکاره ای؟ اصلا به شما چه که در کار بزرگان دخالت می کنید؟ یعنی کار مملکت به جایی رسیده که فقط شیخ محمد یزدی صاحب ویرانخانه قضایی مدافع رهبری است. با همین ریش می خواهید بروید تجریش؟ لااقل کسی به هاشمی جواب می داد که یک نقطه مثبت در پرونده اش بود. شما چه می گوئید؟

آقای یزدی!

این کشور آن کشوری نیست که با دستگیری صد نفر و اعدام بیست نفر بشود آن ویرانخانه ای که انتظارش را دارید. نه شما و نه فرزندتان که در جرائم مالی شما شریک اند، نمی توانید برای مدت زیادی روی این وضع حساب کنید. من به عنوان انسانی که عقل دارم به شما نصیحت می کنم، خطبه های نمازجمعه آقای هاشمی را ده بار گوش کنید و صد بار رونویسی کنید و سعی کنید خودتان را از این ویرانخانه ای که ساختید نجات دهید. وقتی که فردا برسد، ممکن است کارها براحتی امروز نباشد. شما باید بفهمید، وقتی هاشمی آن خطبه را می خواند و از این همه عقلای مملکت یکی شان هم علیه او حرف نمی زند و فقط شما حرف می زنی، یعنی اوضاع بیش از این حرف ها خراب است. قاچ زین را بچسبید که سواری پیشکشتان وگرنه ناچار می شوم به همان لقبی صدایتان کنم که در قم پیش از انقلاب صدایتان می کردند و هنوز هم قدیمی ها به همان اسم صدایتان می کنم اما من خوشم نمی آید به ضعف جسمانی کسی اشاره کنم .

ابراهیم نبوی

Monday, July 13, 2009

قابل توجه همگی دوستانی که چشم به راهپیمایی و تجمع میلیونی دارند

SMS

وعده ما جمعه 26 تیر

صفحه رسمی
> میرحسین در فیسبوک: قابل توجه همگی
> دوستانی که چشم به راهپیمایی و
> تجمع میلیونی دارند. حماسه دیگر
> در راه است. وعده ما جمعه 26 تیر 88.
> نمازجمعه
> به امامت آیت الله هاشمی در
> دانشگاه تهران. موج سبز به پا خیز!
> روز موعود فرا
>
> رسید. با حضور سید محمد خاتمی و
> میرحسین موسوی
>
>
>
> لطفا اطلاع رساني كنيد... زمان كمي

Sunday, July 12, 2009

سهراب اعرابی


سهراب اعرابی شهیدی دیگر
سهراب اعرابي 19 سال و هم در فعالیت های انتخاباتی این دوره فعال بود و هم در تظاهرات اعتراضی 25 خرداد فعال بود. وی که سال آخر دبيرستان را می گذراند و براي امتحان كنكور آماده می شد از روز سی ام خرداد دستگیر شد و به مكان نامعلومي انتقال یافت



سازمان مجاهدین انقلاب: این یک کودتای تمام عیار است

به گزارش «موج سوم» به نقل از پايگاه اطلاع رساني سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران، متن كامل اين بيانيه بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحيم

اکنون بیش از سه هفته است که از اجرای کودتای از پیش طراحی شده علیه آرای ملت به مهندس میرحسین موسوی می گذرد. در این مدت، کودتایی که در آغاز گمان می رفت کودتایی مخملی است، به خون ریخته شدة دهها تن از شهیدان، جوانان، زنان و مردان ایران بر سنگفرش خیابان ها رنگین شد و هزاران مجروح و صدها زندانی بر جای گذاشت. اقتدارگرايان پاسخ مردم آزادیخواه ایران را که با رأی انتخاباتی خویش به نامزدهای اصلاح طلب، به حاکمیت اقتدارگرایان استبدادطلب "نه" گفته بودند، با خشونت پاسخ گفتند. اکنون ما نه با یک تقلب سازمان یافته و مهندسی شدة گسترده و رسوا، که با کودتایی تمام عیار مواجهيم. قطع خطوط ارتباطی و متوقف ساختن گردش غیر دولتی اطلاعات، حاکمیت علنی و کامل سانسور بر همة رسانه های مکتوب، دیداری و شنیداری، ایجاد وضعیت فوق العاده و برقراری نوعي حکومت نظامی اعلام نشده در تهران و ديگر شهرهاي کشور، به صحنه آوردن نمایش های کهنه و تاریخ مصرف گذشتة اعتراف گیری و اجرای شوهای تلویزیونی و بالاخره هجوم به اجتماعات و حتی جلسات اساتید دانشگاه در محیط های در بسته و بازداشت های وسیع و غیرقانونی مردم از همة قشرها و طبقات اجتماعی معترض به تقلب در میان طرفداران نامزدهای اصلاح طلب و از جمله دستگیری و به زندان انداختن شخصیت های سیاسی و حزبی، دانشجویان و استادان، روزنامه نگاران، حقوقدانان، هنرمندان، فعالان حقوق بشر و زنان، تنها به جرم حمایت از آقایان موسوی و کروبی و استفاده از حق مسلم و قانونی خود در اعتراض مسالمت آمیز، قانونی و مدنی نسبت به سرقت آرای انتخاباتی ملت.

اینک پس از گذشت نیمة پنهان کودتای ضد انتخاباتی در ایام پیش از 22 خرداد، نیمة آشکار آن را پس از 22 خرداد تجربه می کنیم. نیمة آشکاری که سرشت خشونت آمیز خود را بویژه از روز شنبه 30 خرداد به نمایش گذاشته است.

اگر آنچه در 22 خرداد رخ داد به راستی انتخاباتی آزاد و دموکراتیک و منصفانه بود، دیگر چه نیازی به سرکوب و بگیر و ببند داشت؟ چه نیازی به خشونت علیه مردمی که آرام و در سکوت از حق قانونی اعتراض به نتایج رسوای انتخابات استفاده می کردند؟ چه نیازی به آتش گشودن بر روی مردم و حملة نیروهای نظامی و لباس شخصی ها به اموال عمومی و انتساب آن به مردمی که شعور، فرهنگ و مدنیت آنان در راهپیمایی های چند میلیونی آرام و مسالمت آمیز، جهانیان را شگفت زده کرد؟ چه نیازی به گماردن مأمورین سانسور در چاپخانه ها، قطع تلفن های همراه و پیام کوتاه؟ و و و . کدام کاندیدای پیروز در یک رقابت انتخاباتی آزاد، سالم و منصفانه را سراغ دارید که از فردای پیروزی، ماشین سرکوب خود را علیه مردم و نامزدهای رقیب و حامیان آنها بکار اندازد؟ اعتراضات قانونی مردم را به خاک و خون کشد، مطبوعات مستقل را محدود کند و احزاب قانونی مخالف را تهدید و با هجوم وحشیانه شبانه به منازل رهبران و شخصیت های حزبی و سیاسی رقیب، آنان را بر خلاف ابتدائی ترین حقوق انسانی و شهروندی و علی رغم مسلم ترین قوانین اساسی و عادی دستگیر و روانة زندان های نامعلوم و سلول های انفرادی کند؟

تنها کودتاچیان هستند که به هنگام کودتا خود را از رعایت بدیهی ترین حقوق مردم و صریح ترین اصول و مواد قانونی بی نیاز می بینند. گروهی که با ادعای قانون گرایی، معترضان به تقلّب انتخاباتی را متّهم به نادیده گرفتن قانون می کند، اکنون خود به عنوان بزرگترین و گستاخ ترین قانون شکن، با اتکاء به زور و زندان و سرکوب، عملاً همة قوانین اساسی و عادی را در زمینة حقوق بشری، شهروندی و سیاسی حامیان نامزدهای اصلاح طلب لگدمال ساخته و به اثبات رسانده است که کاندیدای اقتدارگرایان، نه تنها برای شکست نامزد رقیب و چنگ اندازی نامشروع و غیرقانونی بر قدرت، از همة حمایت های نهادی، سیاسی، مالی، رسانه ای و نرم افزاری غیرقانونی برخوردار بوده است بلکه از این امکان نیز بهره مند است که احزاب و شخصیت های حامی رقبای انتخاباتی خود را بدون اعتناء به اصول مصرّح قانون اساسی و مواد قوانین عادی به زندان بیفکند و تحت انواع فشارها قرار دهد.
نگاهی به شخصیت های بازداشت شده و زندانی که همگی از حامیان نامزدهای اصلاح طلب هستند به خوبی حكايت از طرز تفكر و عملكرد اقتدارگرايان را برملا می سازد. شخصیت هایی که یا از رهبران و اعضای احزاب و سازمان های قانونی شناخته شده هستند و یا به گروه های اجتماعی، علمی، هنری، دانشجویی و مطبوعاتی اصلاح طلب تعلق دارند. برخی از آنان نمونه وار عبارتند از:
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران: مهندس بهزاد نبوی، مصطفی تاج زاده، صادق نوروزی، فيض الله عرب سرخي، جواد امام، مجید نیری و تعداد دیگری که طی روزهای اخیر با اخذ وثیقه و ... آزاد شده اند.
جبهه مشارکت ایران اسلامی: محسن میردامادی، سعید حجاریان، عبدالله رمضان زاده، محسن صفایی فراهانی، داوود سلیمانی، سعید شیرکوند، علی تاجرنیا.
حزب کارگزاران سازندگی: محمد عطریانفر، هدایت الله آقایی، جهانبخش خانجانی
ستادهای حامی میرحسین موسوی: محسن امین زاده، محمدرضا جلایی پور، شهاب طباطبایی، سمیه توحیدلو
حامیان آقای کروبی: محمدعلی ابطحی، احمد زید آبادی، عبدالله مومنی، محمد قوچانی، عیسی سحرخیز
نهضت آزادی: محمد توسلی، عماد به آور، محمدباقر علوی
حقوقدانان: کامبیز نوروزی، عبدالفتاح سلطانی، محمدعلي دادخواه
و شماری نامعلوم از دانشجویان، استادان، هنرمندان، روزنامه نگاران، زنان و ...
بسیاری از بازداشت شدگان زندانی، شخصیت های شناخته شده و با سابقه در انقلاب و جمهوری اسلامی هستند.
مهندس بهزاد نبوی عضو شورای مرکزی و سیاسی سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران، نامی آشنا برای همة مبارزان راه آزادی، استقلال و عدالت در شکنجه گاهها و زندان های رژیم استبدادی پیش از انقلاب و یکی از کادرها و مدیران برجسته جمهوری اسلامی پس از انقلاب است. کینة اقتدارگرایان و راست گرایان افراطی از او به نخستین سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی باز می گردد. آنان در طول سی سال گذشته کوشیده اند تا با طرح توطئه های گوناگون و انتساب اتهاماتی رنگارنگ به او و پرونده سازی های متعدد برای وی از جمله در ماجرای بیانیة الجزایر، انفجار نخست وزیری، پتروپارس و ... خود را از شّر شخصیت آزاده و مستقل و زبان صریح و حق گوی او خلاص کنند امّا هر بار تیرهای زهرآگین آنان کمانه کرد و بر پیشانی توطئه گران پرونده ساز نشست. اینک او را تنها به جرم همراهی با مردم و حمایت از میرحسین موسوی و فعالیت خالصانه برای پیروزی دموکراتیک کاندیدای منتخب مردم به بند کشیده اند. بدون تردید این بار نیز هرگونه پرونده سازی و طرح اتهاماتی واهی علیه وی حاصلی جز رسوایی بیشتر و شکست برای قدرت طلبان نخواهد داشت. پنجاه سال مبارزه پیگیر، صادقانه و شجاعانة مهندس نبوی در راه آزادی و استقلال ملت و پیروزی انقلاب و استقرار و حفظ جمهوری اسلامی در راستای اصول و آرمان های اصیل اسلامی و خط ضد استبدادی- استعماری- استثماری امام خمینی (س)، در پرونده مهندس نبوي ثبت شده است.
به بند کشیدن دکتر سعید حجاریان، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت از وجه دیگری عمق بی رحمی اقتدارگرايان را آشکار می سازد. سعید، جانباز اصلاحات و قربانی ترور و خشونت اقتدارگرایان، اینک بر روی ویلچر و در حالی که به راحتی قادر به تکلم نبوده و برای انجام ساده ترین کارهای شخصی مانند حرکت کردن و غذاخوردن، نیازمند پرستار است، در سلول انفرادی به سر می برد و وضعیتی خطرناک و بحرانی دارد.
مصطفی تاج زاده اصلاح طلبی است پیگیر که اردوگاه استبداد از دوران اصلاحات به خاطر پایمردی وی بر حقوق ملت در مقام معاونت وزارت کشور کینة او را به دل گرفته است. کینه ای که در اثر مجادلات روشنگر و مقالات افشاگر او بویژه طی چهار سال اخیر، عمیق تر و سیاه تر شده است.
اینان تنها نمونه ای از دهها شخصیت اصلاح طلب و آزادیخواهی هستند که اکنون توسط اقتدارگرايان زنداني شده اند. اقتدارگرايان به خوبی می دانند که اینک اکثریت ملت در مقابل آنان قرار گرفته است و از آنجا که علی رغم سرکوب انجام شده، نمی توان همة مردم را روانة زندان کرد، نمایندگان شجاع و فرزندان صادق آنان را به قصد انتقام گیری از اکثریتی که به نامزدهای اصلاح طلب رأی داده اند و به منظور مخدوش کردن جنبش سبز و مدنی ضد استبدادی ملت در زنجیر کرده است. متأسفانه جريان ضد انتخاباتی موجود نه تنها استقلال همة احزاب، مطبوعات و رسانه ها، مراجع روحانی و شخصیت های دینی و سیاسی را هدف گرفته است بلکه حتی حداقل اختیار و استقلال قوة قضائیه را نیز سلب کرده است، به طوری که رئیس قوة قضائیه و دادستان کل کشور از بازداشت های خودسرانه و دستگیری های ضد قانونی گسترده اخیر ظاهراً اظهار بی خبری کرده و صریحاً خود را بی اختیار می خوانند، هر چند چنان عذری نمی تواند رافع مسئولیت های آنان در پیشگاه خدا و مردم باشد، زیرا حداقل امکانی که آنان برای عمل به وظیفة وجدانی، قانونی و شرعی خود دارند، استعفای از مناصب مذکور و برچیدن دامن خود از آلوده شدن به ستمی است که بر ملت می رود.
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ايران ضمن تقبیح این همه قانون شکنی، ظلم و تعدي علیه مردم و فرزندان آنان و ضمن محکوم کردن تمامی بازداشت های غیرقانونی و نقض ابتدایی ترین حقوق قانونی زندانیان، که پس از گذشت هفته ها، نه تنها از حق دیدار و تعیین وکیل محروم مانده اند، بلکه بعضاً حتی خانواده های آنان نیز کوچک ترین اطلاعی از حال و وضعیت آنان ندارند، دستگاههای امنیتی و نظامی حاکم و شخص آقاي احمدي نژاد را مسئول حفظ سلامتی و جان آنان می داند و خواهان آزادی فوری و بی قید شرط همة بازداشت شدگان و زندانیان سیاسی و انتخاباتی است.

وسیعلم الذین ظلموا ایّ منقلبٍ ینقلبون
سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران

20/4/88